تبلیغات
جزیره قشم
 

بادهای جزیره قشم

نوشته شده توسط :نجیب رضوانی
چهارشنبه 12 مهر 1391-04:04 ق.ظ

اطلاعات مربوط به باد در کرانه‌هاى جنوبى جزیره قشم نشان مى‌دهد که غلبه باد جنوب شرقى آشکار است. با وجود این، مشاهدات و مطالعات مربوط به باد نشان مى‌دهد که به دلیل شرایط توپوگرافى سرزمین اصلى و جزیره قشم، در منطقه شمال جزیره بادهاى از سمت شال شرقى با تواتر بیشترى وجود دارند. بادهاى جزیره قشم به‌طور معمول ملایم هستند.

بادهاى محلى و با اهمیت جزیره عبارتند از:

ـ بادگاه: این باد از جانب ستاره (گاه) در هنگام صبح مى‌وزد و گاهى پدیدار شده و قدرت آن کم است.

ـ باد نشعى: از جهت شمال شرقى مى‌وزد و شدت آن نستباً زیاد و براى لنج‌ها و مسافران دریا خطرناک است. استمرار وزش این باد 1، 3، 7، 15 و به ندرت 21 روز پیاپى است. این باد خشک و سرد است.

ـ باد قوسى: باد قوسى از بادهاى قدرتمندى است که در زمستان و همراه با بارندگى و از جهت شمال شرقى (متمایل به شرق) مى‌وزد.

ـ باد عیوقى: باد عیوقى در فصل زمستان و از جهت شمال شرقى (متمایل به شرق) یعنى از طرف هرمز مى‌وزد.

ـ باد سهیلى: این باد بیشتر از پاییز و از طرف سهیل مى‌وزد و از صبح تا ظهر مى‌دمد و خنک است.

ـ باد عقربى: این باد منشاء اقیانوس هند دارد و رطوبت هوا را به شدت افزایش مى‌دهد. شدت این باد نیز زیاد است.

ـ باد شمال: این باد دو نوع است یکى شمال تابستانى و دیگرى شمال زمستانی. این باد، هم در زمستان و در تابستان مى‌وزد و تقریباً دائمى و از بادهاى مزاحم است. باد شمال زمستانى را شمال‌خورى نیز مى‌گویند زیرا که از جانب خورهاى لافت مى‌وزد. باد شمال‌خورى بارندگى همراه ندارد و ابرها را از بین مى‌برد. باد شمالى تابستانى اکثراً در بهار مى‌وزد.

ـ باد مطلعى: مطلع به معنى شرق و جهت وزش آن نیز از شرق به طرف غرب است. شدت این باد نسبتاً زیاد بوده و بعضاً بارندگى نیز به همراه دارد.

ـ باد ایرانى: این باد در زمستان و به همراه بارندگى مى‌وزد. جهت وزش آن شمال شرقى است.

ـ باد بحرى: باد بحرى، نسیمى است که از جانب دریا و تدریجاً به باد شمال تبدیل مى‌شود.



منابع:

سایت شهرداری قشم (qeshmcity.ir)





نظرات() 

نگاره هاى حنا

نوشته شده توسط :نجیب رضوانی
دوشنبه 5 بهمن 1388-06:25 ب.ظ


«حیرت و شیفتگى از اولین نگاه من به دست‌هاى نقشین یک زن قشمى، آنقدر نیرو توان یافت که بار دیگر مرا براى دیدن و هم شنیدن قصه‌ى نگاره‌هاى عقیق به جزیره‌ى تنهاى قشم برهاند. و دیگر بار، دمى و بازدمى در هواى قشم.

هم پا و هم قصه با زنان و مردانى که سخن دیروز را خوب مى‌دانند، در جست‌وجوى خانه‌هاى فراموش شده به پیران خانه‌نشین و در پى علامت‌هاى مدفون شده به خاطرات دور از خود مى‌رسم. به تولد، به زیستن، به زیباترین پیوند و به مرگ.

حنا از جنت است“ اثرى از بهشت و نشانه‌اى از شادى، مهر و نیکبختی.

حنا از جنت است“ این مردمان بر این باورند

حنا که در گویش محلى به آن حنیر مى‌گویند، با خود خنگاى دریا را دارد و براى تمام آفت‌هاى پوستى و تاول‌هاى دردناک درمانى است و شاید آبى که بر آتش مى‌ریزند. و این آب گواراى سر نوزادى مى‌شود که تنها یادگار بطن مادر را از سرش زدوده‌اند، تا تازه‌ترین موها با تقدس حنا درهم آمیزد و...

حنا زندگى را از همین نقطه آغاز مى‌کند.

حنا تسکینى جاودانه و شفایى بى‌نظیر

در تکاپوى زندگى، زیبایى‌ها و زشتى‌ها. حنا پوششى است بر زشتی. دستان زخمى صیادان و پاهاى آسیب‌دیده‌ى ملاحان و دریانوردان همانند شوره‌زاران جزیره آکنده از ترک. هماره به انتظار تسکین جاودانه و شفاى بى‌نظیر این ماده بوده است تا دست‌ها و پاها را ضخامتى بخشند که توانمند و سخت گردند.

عجیب نیست اگر هزار معنى در گیاهى از بهشت جامانده بر زمین نهفته باشد. در این قصه رازى است.

گل بوته‌هاى حنا بر دست‌ها و پاهاى زنان و دختران قشمى چنان جان مى‌گیرد که گویى رستنگاهى پیش از این نداشته‌اند. زمینى به هموارى یک دست یا یک پا. اینان امید و زندگى را در دستانشان به گل نشانده‌اند و غنچه‌هاى تازه از زیر ناخن‌ها و بندبند انگشتان سربرآورده‌اند و شاید دلتنگى آنان را براى سبزه و گل یاد آمده است و مگر جبران تمام شوره‌زارانى باشد که هیچ بذرى در آن نمى‌روید.

نقشى بر دست، دستى بر نقش

چه تفاوت دارد اولین‌بار چه کسى نقشى بر دست داشته است یا دستى بر نقش؟

من به این مى‌اندیشم که پیکرى از خاک، مزرعى دوباره مى‌شود و نگاره‌هاى آسمانى روى دستان و پاهاى دختران و زنان قد مى‌کشند.

پیچش ساقه‌هاى حنا بر پیچ و خم مچ و انگشتان آنچنان در هم تابیده که گفتى پیمانى با کوه‌هاى لغزان جزیره دارد و پیچش اعجاب‌انگیزشان را گوشزد مى‌کند که جز در قشم نشانى از آن در دیگر جاها نیست.

بوى تاریخ دارد و طعم طبیعت

شاید در سفرى دور، انگشتان یک رقصنده‌ى کاتاکالى (هندوستان) با فردى از قشم. در دیدارى از دیار غربت، دستى به هم داده‌اند و رنگ‌ها و نقش‌ها بر دستى به یادگار مانده‌اند.

و شاید در تمامیت رفتنى و آمدنى، زبان نمادین مردم آفریقا، که گاه صفحاتى جز بدن‌هایشان و حروفى جز نقوش و تصاویر براى سخن گفتن نداشته‌اند، سوغات کوله‌بارشان بوده است.

نقاشى روى بدن به قدمت آرزوها، عشق‌ها و فریادهاست.

 

سیاه و سفید، اینجا به هم آمیخته‌اند و سوگند آشتى با مرگ و زندگى، گوش به گوش و سینه به سینه رسیده است.

تلاقى رنگ‌ها و یادها و اندیشه‌ها، آفریقا، هند، پرتغال و... سوگند آشتى، قشم.

هرچه هست این نقوش بوى تاریخ دارند و طعم طبیعت و دیگر فاصله‌اى نیست میان انسان و طبیعت. ”او“ یادداشتى برمى‌دارد و یادگارى از آن را بر پوستش مى‌ریزد. دیگر فاصله‌اى نیست.

شاید زبانى دیگر است این شعر، که واژه واژه روى دستان و پاهاى او جارى است. نگاه کن! فاصله‌اى نیست. این زبان براى من آشناست. این زبان در سکوت حرف مى‌زند و در سکوت فریاد. هر دستى به دست آشنا مى‌گوید: نگاه کن! از دل من تا نگاه تو فاصله‌اى نیست.

نگاره‌هاى حنا آنچنان در آغوش فرهنگ و آداب و رسوم این مردم خفته‌اند که کودکى در نخستین روزهاى تولد در آغوش مادر. طرح‌ها و شکل‌ها از شاهرگ‌هاى تخیل، عشق، رویا و دیوانگى سیراب شده‌اند و این ظرافت و اعجاب سردرگم، از جنس سرزمین عجایب ـ هند ـ است. هرچه هست پیوندى ناگسستنى است.

مى‌گویند باد همه چیز را با خود مى‌برد و دریا همه چیز را با خود مى‌آورد، و قشم رقصان میان بادى است که از دریا مى‌وزد!

حنا پیوندى سبز

و زیباترین نمود حنا در مراسم پیوستن یک زن و مرد. تولدى دیگر و رسالتى دیگر.

به آرزوى سبز بختى عروس، حناى مقدس بر دستان و پاهاى او حک مى‌شود در حالى‌که نوعروس با لباس‌ها و پارچه‌هاى سبزرنگ زینت شده، براى او ”سبز سبز“ مى‌خوانند. چهار زن، دوبه‌دو، گفتمانى زنانه، هلهله‌کنان، باسنک‌زنان!

زنى دیگر او را مى‌آراید ”مشاطه“. با خارهاى نخل، ردى از حنا بر دستان و پاهاى او مى‌گذارد تا سبب عشق و محبت میان او و همسرش گردد و به سادگى دست‌ها و پاهاى داماد کامل در حنا شده و تا چهل شب این نشان دامادى را با خود خواهد داشت. پیمان تن‌ها و جان‌ها. دستى به هم مى‌دهند حنا آلود.

عروس! براى تو شادى، براى تو زندگى، براى تو تمام زیبایى و براى تو آواز:

به ناز نازن شبرم

به حجله بندن شبرم

تا پاى کرسى شبرم

پهلوى حنابندون شبرم

انگار پیچک‌ها به اطراف دستانت خزیده‌اند. انگشتانت را دور مى‌زند، شاخ و برگ حقایق بیدار شده‌اند و تو زیباتر شدى!

انگار گل و آتش و خاک در آشتى ابدى پیوند خورده‌اند.

آتش، گیاه، خاک

دستى کشیده‌اى انگار به صورت شرمگین گل،

دستان تو برکت هر رویشى را خواهد داشت، مثل گیاه.

دستان تو قدرت و حرارت خواهد یافت، مثل آتش.

دستان تو بارور خواهد بود، مثل خاک.

و با همین دستان، دستان مردى و پیکر کوچک فرزندى و فرزندانى را خواهى فشرد و آنان

وارثان گل و آتش و خاک خواهند بود.

گوش کن، مى‌شنوى؟ باسنک‌زنان مى‌خوانند:

و به قبله شبکنم نوا بنون

بى‌بى عروس روبند به دست و پاى رنگ بنن

دست و پاى تو رفته، بالاى کار و با زر بسته بود

دست و جان باباس مهر ایزد و بقچه و تاج بر سرت

بقچه ما رنگ حنا خلعت ما مردنن

الحمدالله باباشوا رخت عروسى هادیت

رخت ما رختن وقتى که جوان بشرد به خانه عروسن

رخت اسکرد ماما جونش ـ بید بگینى مردمون

بربگینى خلعتش که چند تومنن قیمتش

برتو من قیمت دکمه‌اش قربان داداى دلوتش

”و آن از برخوانده عالم تو روشن کرده‌ام

بر تو نازم بى‌بى عروس ـ حج اکبر کرده‌ام

کلاه کهنه‌اش بنازم ـ لنگش استبر و ابریشمى

مال پشت بندش بنازم ـ شاه دوماد نازنین“

و

و رنگ‌ها و نقش‌ها رشد مى‌کنند

تا آن زمان که، دستى براى لمس کردن و پایى براى جارى شدن هست، تمام زندگى را پرسه مى‌زنند.

همان جزیره، این خاک بازمانده در آغوش دریا و... دریا، چه مادرانه لاى لایى را به گوش او زمزمه مى‌کند.

عصر هنگام است، شب حنابندان، شبى که حنا زیباترین کرشمه‌اش را به رخ مى‌کشد.

نشانى دیگر از پیوند و زندگى و زندگى ترانه‌ى زیبایى توست!

تو نیز آیا مى‌شنوى!؟

کسى با کسى سخن نمى‌گوید! همگان یک سخن مى‌گویند! هم آواز و هم نوا!

با نازناز شبرن                                                   با سازساز شبرن

ختر عروس بندرن                                               با غمزه و ناز شبرن

امشو گلم شبرن                                               جان دلم شبرن

او نازنینم شبرن                                                 تابش نگینم شبرن

اون بى‌بى دختن شبرن                                      کد شبو به گفتم شبرن

اون نازنینم شبرن                                              تابش نگینم شبرن

او چون ماه چهارده شبرن                                    به ناز نازن شبرن

با او خنده شبرن                                                با قد اوزه شبرن

به چیده شوز شبرن                                           با غم خمیرى شبرن

با پا حنیرى شبرن

 

خنجه گردان و شادى‌کنان، کل‌زنان و دست‌افشان به پیش مى‌آیند. و حنا از جانب داماد شایسته عروس شده است، پیشکشى فرین به حلاوت و شیرینی. شب حنابندان، حنادزدى یا شودزدى فرامى‌رسد. مشاطه مخفیانه و به دور از هر چشم بیگانه آماده آراستن است، طالبین حنا هوشیارانه به انتظار فرصتى در ربودن ذره‌اى از حناى عروس تا بختیارى و بخت‌گشایى دختران بالغ را اطمینان کنند، شاید که بر پیشانى آنان اقبالى بلند بگذرد و باشد که عروس شوند!

تقدس حنا آنچنان است که اگر طالبین بر مراد خویش فایق آیند و روز بعد جاى خالى حنا بر قسمتى از دست و یا پاى عروس مانده باشد، چه شوم خواهد بود زیرا که ناباورى عارض مى‌شود و عروس را فرزندى نخواهد شد. تا آنجا که آب حنا یا حناهاى خشک شده دست و پاى عروس را بر خاک مى‌ریزند یا بر دل امواج مى‌پاشند شاید که دل پذیرنده و مادرانه‌ى دریا، نگاهدار بخت و اقبال او باشد!

حالا دیگر حنا دریابانان سراغت را مى‌گیرند و قایق‌ها براى تو بر امواج مى‌رقصند.

قامت عروس را که اکنون با آب طراوتى داده‌اند. با دودى عطرآگین برخاسته از آتشى که در خود بى‌شمارى از گل‌ها و گیاهان خوشبو دارد، آغشته نماید تا عطرهاى خوش پیکر او را چون حریرى نازک در خود پیچد!

و چه شاد و چه هلهله‌کنان و چه باسنک‌زنان ترانه‌هاى دلنواز سر مى‌دهند و گذرگاه تا حجله‌گاه را به آرامى مى‌پیچانند.

دو ماد نشتان اى حجله                                                        ورو خو اش که بى‌قبله

مأموران خح دو ماد خوندنن دهن سفره                                    بى‌ دو به نازگن برو

بر بید ابریشم انشاءالله دو مار زنده باد بر برت ابرشیمن               بى دو به نازکن برو

کپ کاپ کرى پات                                                                 بالا شدید جات

زود برو به اى حجله                                                              که دوماد معطلى

بى دو به نازگن برو                                                               دو ماد هوندن پیش از بنگ

سرآفین سردستون                                                              عروسوتو گم واسى

که آرامد دلش پى تون                                                          بى دو به نازگن برو

اینجا دیگر زیبایى در استتار صنایع دست و پاگیر و لگدمال نمى‌شود، هر چند ابراز حضور خود را به صورت‌هاى گوناگون حتى در ابداع مهرهایى براى سهولت در تزیین به رخ مى‌کشد و گاه طرح‌هایى معین که با اندکى فشار بر پوست نقش مى‌بندند.

یقین بدار! رازى نهفته است در دست‌هاى تواناى طراحان حنا که تفاوتى آشکار است. سخن دیروز است، سه شبانه روز، سه بار حنا را بر دستان و پاهاى عروس مکدر مى‌بندند تا رنگ یاقوتى از آن آشکار گردد.

کف پاها که قرار است، زندگى را استوارتر قدم بزند، قدم‌هاى استوار مردى را همراه و قدم‌هاى کودکانه‌اى را هدایت کند، شب هنگام به حنا آغشته مى‌گردد، سه شبانه روز هر شب ـ تا شب پیوند ـ و پس از آن خواب و لابه در خواب نیز حنا شادمانى مى‌زاید و رویا را نیز سرخگون مى‌کند، شاید هنگام صبح اما عروس چندى به خاطر آورد. نمى‌دانم!

 

سپیده دمان اما نقوش و گل بوته‌ها بر دستان و پاهایش زنده مى‌شود و عروس تا غروب آرام آرام در گوشه‌اى از اتاق خانه به انتظار شکفتن غنچه‌هاى حنا بر دستانش مى‌نشیند و شاید واگوید آروزها و رویاها براى غنچه‌هاى در خواب رفته حنا نجوا مى‌شوند و یا همانند انتظار پروانه‌اى در آفتاب پس از پلیدگى که بال‌هاى رنگینش در حرارت خورشدى خشک گردند عاقبت حنا نیز خشک مى‌شود.

سپس دستانش را با روغنى از نارگیل شست‌وشو مى‌دهند تا جلوه‌اى براق و نورى از آن ساطع شود.

عروس! غریبه‌گى نکن دستان داماد نیز همانند دستان تو پاسخى است به رنگ عقیق. او بیگانه نیست دستانش براى دستانت اکنون آشناترین است! بیدار شو! صبح است و روشنى فراگیر شده نگاه کن! عطش گل‌هاى حنا را مى‌بینى؟ ریشه‌هاى حنا تشنه‌اند! برخیز!

آب وضو گل‌هاى حنا را سیراب مى‌کند. تو را تازه‌تر. تو را و شویت را! زن و مرد بر پروردگارشان نماز مى‌برند با دستانى یک‌رنگ به نیکبختى‌شان دعان خواهند کرد. رازهاى تودرتو در تمام دالان‌هاى این قصه پیچیده است! چادر زیباى عروس که پاکى قامت او را برمى‌گیرد، سجاده‌اى مى‌شود داماد را، تا اولین نیایش پس از پیوند را بر خداوند گذارد!

و قصه‌ى حنا این چنین ادامه مى‌یابد در همه جاى زندگى، گویى قلب‌هاى منجمد را هم دوست هر جا که صحبت از دیدار و پیوند و عید است حنا رنگ پس مى‌دهد، شاید نیک‌تر آن باشد که شست‌وشوى جسم را با آرایش  حنا به آخر برند.

زن قشمى دستان و پاهایش را مى‌آراید و حنا پاکى و سلامت را جایگزین محدودیت و بیمارى مى‌کند. او آغوش مى‌گشاید زیرا که مردش بازگشته است. دریابان خسته و تکیده اما چون همیشه مغرور و نیرومند بازمى‌آید. او از آغوش یخ زده‌ى دریا به گرماى مطبوع دستانى که شریان‌هاى حنا عضلاتش را دور زده است مى‌رهد. رویش حنا بر دستان و پاهاى زن علامتى است مرد را که بازى عشق را توان شکفتن است بدور از هرگونه عذریت.

و این دست‌ها نوازشى است بر عضلات خسته و سنگین دریابان. آغوشى گرم تا برودت آغوش دریا را از یاد برد و دمى بیاساید.

و همین دستان مهربان سفره‌اى مى‌گسترد و قوتى و آبى دست‌هاى نقشین براى کودکان یادآور مادر است. همان دستانى که بارها ترددش را بر سفره‌ى نان دیده‌اند و بارها لقمه‌هایى را به کامشان نهاده است.

دست‌هاى نقشین بر سر سفره‌ها شاید سپاسى است پروردگار از نعمت و برکت بر آدمیان، مگر نه آنکه حنا از جنت است از جهان فراوانى و شادمانى و برکات جاودانه.

زن قشمى انس و الفتى با نقش و نگارهاى گیاهى دارد، از روزهاى مادر و مادرانش. از آن زمان که گلى مى‌کاشت که هرگز پژمرده نشود گل‌هایى از جنس گلابتون بر بسته جامه‌هاى رنگین.

گلابتون‌ها بر تن‌پوش‌ها جان مى‌گیرند قصه‌ى خورشید را تازه مى‌کند، گیاهان و گل‌هاى طلایى رنگ یادآور اوست. با آنکه زن قشمى از فرط آفتاب خود سایه است اما همواره به نور مى‌اندیشد.

گلابتون‌ها هرجا که دیگر تن‌پوش به پایان مى‌رسد باز هم راهى مى‌شوند، دست از رستن برنمى‌دارند و روى پوست دست‌ها و پاها ادامه مى‌یابند. این غنچه‌ها افسرده نمى‌شوند رنگ نمى‌بازند چون یادى و خاطره‌اى باز زنده مى‌شوند هرچند بار که یادشان کنى!

شادى، محبت و برکت در روزهاى جشن و پایکوبى در اعیاد فطر و قربان در نوروز و نوروز حنا نیز بزمى دیگر دارد. هیجان روح‌ها در طرح‌ها و رنگ‌ها بر دستان و پاها حک مى‌شود و چه زیباست یکى شدن و همانند بودن، آشناتر شدن. گفت‌وگویى و همهمه‌اى غریب میان دستان زنان و دختران برپا مى‌شود.

هم بودن یکى شدن و شاد زیستن راز غریبى است.

این نشان حتى بر نقش‌هاى دیوارها و درهاى چوبى خانه‌هاى این دیار هویدا است، از همان قبیله که بر جاورهایشان و دست‌ها و پاها نشان دادیم.

همان گیاه مرغوب اما بوى هرمزگان و شمیل و جووزون را دارد، میناب! خواستگاه این گیاه جادویى است اما چه اهمیت دارد؟

چشم ما روشن! حنا انگار همه جا هست، روشنى بخش است حنا قوت و توان چشم را مى‌افزاید تا ببیند آنچه را دیدنى است. این اعتقاد قشمى‌ها است.

حنا همواره تازه است. اما روزگار تازه‌گى که از یاد رود، رنگ آتشین حنا. با ترکیبات گیاهى به تیره‌گى مى‌گراید و بر موهاى رنگ باخته پیران یادآور تارهاى جوانى است.

پایان یا آغاز؟

ـ نمى‌دانم، چه شوم! آه مرگ!؟

ـ نمى‌دانم سیاه یا سپید، کدام رنگ؟

حنا مرگ را نیز رنگى دیگر مى‌بخشد!

در این دیار اگر دختران و پسران جوان را مرگ دربرگیرد، آرزوى نایافته پیوند این چنین شکل مى‌گیرد:

کالبد سرد او را همانند عروس یا داماد مزین به حنا کرده دست‌ها و پاهاى بى‌جان دختر جوان همانند یک عروس گل‌بوته‌هاى حنا را خواهد پذیرفت. نو بدن سرد پسر جوان چه دردناک! اما همانند تازه دامادها با دست‌ها و پاهاى حنایى در آغوش خاک مى‌آرامد.

شاید که امید تولدى دوباره و پیوندى دیگر در جهان ابدى رخ دهد و حنا این‌گونه به زادگاهش جنت، همان‌جا که آمده است، بازمى‌گردد.

 





نظرات() 

طولانی ترین غار نمكی دنیا در قشم

نوشته شده توسط :نجیب رضوانی
سه شنبه 27 مرداد 1388-01:58 ب.ظ

 

 

مشخصات زمین شناختى خلیج فارس و جزیره قشم نشان مى‌دهد که:

خلیج فارس دریایى حاشیه‌اى (Marginal) است که توسط هرمز با اقیانوس هند ارتباط مى‌یابد. از نظر زمین‌شناسى ساختمانى، خلیج فارس یک چاله تکتونیکى است که به اواخر پلیوسن تا پلیستوسن تشکیل شده و درنتیجه تداخل چین‌خوردگى‌هاى زاگرس و چین‌خوردگى‌هاى عربى شکل امروزى را پیدا کرده است. اغلب جزایر و تپه‌ماهورهاى زیردریایى نیز در اثر بالا آمدن گنبدهاى نمکى تشکیل شده‌اند.

بررسى وضعیت زمین‌شناسى ساختمانى و جنس زمین‌هاى تشکیل‌دهنده جزیره قشم نشان مى‌دهد این جزیره تاقدیس عظیمى است که محور آن منطبق بر محور طولى جزیره مى‌باشد و به آخرین حرکات چین‌خوردگى زاگرس مربوط است. در داخل جزیره چین‌خوردگى‌هاى درهمى وجود دارد که حاکى از حرکات تکتونیکى جوان‌تر است. عملکرد گسل‌هاى فعال با امتداد شمالى‌ ـ جنوبى بالا‌ آمدن تدریجى گنبد نمکى نمکدان و حضور پادگانه‌هاى دریایى مؤید این نظر است.

سازند هرمز قدیمى‌ترین سازند موجود در جزیره قشم است که در بخش غربى آن به‌صورت گنبد نمکى نمکدان برونزد دارد.

گنبد نمکى نمکدان تنها گنبد نمکى در جزیره قشم است که از میان دماغه جنوب، تاقدیس سلخ و دماغه شمال غربى تاقدیس باسعیدو بالا آمده است و در نقشه تقریباً دایره‌اى شکل و به قطر 7 × 5/6 کیلومتر است. بام گنبد توپوگرافى نامنظم دارد و دیواره آن بسیار پرشیب است.

در بخش جنوبى گنبد نمکى نمکدان، غارهاى نمکى (Salt Caves) بسیار زیبا و شگفت‌انگیزى وجود دارند.

غار نمک در بخش جنوبى جزیره و در منتهى‌الیه غربى آن قرار گرفته است. دهانه غار رو به جنوب است و تا ژرفاى حدود 20 مترى آن با نور روز روشنایى دارد. ژرفاى غار نزدیک به 100 متر، فرازاى آن بین 3 تا 10 متر و پهناى متوسط غار 5 متر است. اندازه‌هاى ذکر شده در زمان‌هاى مختلف دستخوش تغییر مى‌شود و دلیل آن میزان بارندگى، نفوذ آب و انحلال و تبلور نمک است.

شکل کل مسیر غار به‌صورت یک کمان کاملاً خمیده است و از حدود 30 مترى ژرفاى آن پیچش مسیر به سمت چپ آغاز مى‌شود و پس از طى حدود 20 متر و رسیدن به یک فضاى نسبتاً وسیع، مجدداً پیچشى به سمت چپ صورت مى‌گیرد. این نقطه بلندترین قسمت سقف غار است.

دیواره ورودى غار تشکیل شده است از نوارهاى رنگارنگ نمک و لایه‌هاى مختلفى از کانى‌هاى آهن‌دار ـ مانند هماتیت و اولیژیست ـ همچنین در مدخل غار آبگیر یبه طول بیست متر مشاهده م‌شود که میزان آب آن وابسته به میزان نزولات جوى و متغیر است. استلاکتیت‌ها و به ندرت استلاگمیت‌هاى نمکى از اولین پیچش‌ غار قابل مشاهده هستند و به‌تدریج تعداد آنها افزایش مى‌یابد. متأسفانه تعدادى از استلاکتیت‌هاى زیباى این غار تخریب و شکسته شده‌اند، به احتمال زیاد این کار توسط بازدیدکنندگان و برخى از اهاى بومى جزیره به‌منظور تهیه نمک‌طعام با کیفیت بالا صورت گرفته است.

از نیمه غار تا انتهاى آن زیبایى غار را کف‌پوشى از نمک کریستاله دوچندان نموده است و در نزدیکى دیواره‌ها، اتصال استلاکتیت‌ها و استلاگمیت‌ها با یکدیگر. ستون‌ها و ستونک‌هاى زیبایى را پدید آورده است.

در نزدیکى دهانه غار نمکى چند دهانه دیگر نیز قابل مشاهده است که ژرفاى آنها از چند متر تجاوز نمى‌کند و پهنا و بلنداى محدودى دارند. دیواره این قبیل حفره‌ها پوشیده از رسوبات گل‌کلمى نمک است.

چشمه نمکى مجاور غار نمکى، حاصل نفوذ آب‌هاى سطحى مربوط به بارندگى به داخل مجرا‌ها و کانال‌هاى گنبد نمکى نمکدان است. این آب‌ها پس از نفوذ به داخل گنبد و حل‌کردن مقادیر زیاد نمک و دیگر مواد قابل انحلال، به شکل چشمه ظاهر مى‌شوند. آب این چشمه محلول فوق اشباع نمک است و به‌همین دلیل رسوب‌گذارى و تبلور نمک در حاشیه مسیر این چشمه به‌ وفور مشاهده مى‌شود و حاصل آن را مى‌توان به‌صورت نوارى سفید رنگ از دوردست مشاهده نمود. در بستر سرخ‌رنگ این چشمه، رسوبات گل‌ اخرا مشاهده مى‌شود که حاوى ترکیبات اکسید آهن به‌خصوص هماتیت است. در این ناحیه شکل‌هاى بسیار زیبایى از نمک قابل مشاهده است، از جمله:

پلیگون‌هاى نمک (با قطر 30 سانتى‌متر تا یک متر)،

تیغه‌هاى نمکى بسیار تیز و برنده،

شکل‌هاى گل‌کلمى و قلوه‌اى، رشته‌هاى ذره‌بینى؛

بلورهاى خودشکل نمک

از دل کوه نمکدان و از میان غار یک جریان آب زیرزمینى دائمى مى‌جوشد و راه خود را به خارج مى‌گشاید که پس از حل کردن نمک در مسیر حرکت خود، به‌صورت چشمه‌ در دامنه کوه ظاهر مى‌شود و در گودال مقابل خود حوضچه‌اى طبیعى به‌وجود مى‌آورد. منظره این حوضچه از دور همچون سطح وسیعى انباشته از برف زمستانى دیدنى است. این چشمه در تمام فصل‌هاى سال جریان دارد.

نمک موجود در غار کوه نمکدان از بهترین نوع نمک سر سفره شناخته شده و در ترکیب آن عناصر دیگرى (همچون منیزیم) وجود دارد. به‌همین دلیل مى‌تواند به‌عنوان نمک طبى به‌ویژه براى مصرف ورزشکاران حرفه‌اى ـ استخراج و به‌صورت کپسول مصرف شود.

نظیر غار نمک جزیره قشم در کمتر نقطه‌اى از ایران و جهان دیده شده است. تحقیقاتى که اخیراً بر روى فضاى داخلى غار نمکدان انجام شده نشان مى‌دهد که این غار داراى قابلیت ویژه‌اى است که باقى‌ماندن و تنفس در آنها مى‌تواند به بهبود بیماران مبتلا به آسم و ناراحتى‌هاى تنفسى کمک کند. اما تحقیقات انجام شده اخیر، حقایق تازه‌اى را بازگو مى‌کند.

در بهار سال 1384، یک گروه دانشمند زمین‌شناس از کشور چک، به همران استادان بخش زمین‌شناسى دانشگاه شیراز وارد جزیره قشم شدند تا مطالعات خود را در زمینه‌هایى چون تعیین نرخ فرسایش، زمان بالا‌آمدن کوه نمک و سن‌یابى گنبد نمکى جزیره قشم به‌ اجرا درآوردند. دکتر پرژى بوروتانز به همران 4 پژوهشگر دانشگاه چارلز پراگ (کشور چک) پس از بررسى‌هاى اولیه غار نمک جزیره قشم در اظهارنظرى گفت: ”از این غار، حدود 5100 متر آن شناسایى شده و با همین طول مى‌توان گفت که به‌عنوان دومین غار بزرگ نمک جهان قطعیت دارد. با ادامه تحقیقات در آینده، شاید بتوان به این نتیجه رسید که اولین و بزرگ‌ترین غار نمک جهان باشد.“

 یک سال بعد، با شناسایى بقیه مسیر، معلوم شد که غار نمک قشم حدود 6400 متر درازا دارد و به این ترتیب طولانى‌ترین غار نمک جهان به‌شمار مى‌رود.





نظرات() 

دلفین های جزیره قشم

نوشته شده توسط :نجیب رضوانی
سه شنبه 27 مرداد 1388-01:41 ب.ظ

 

هیچ‌ حادثه‌اى در دریا مانند ظهور ناگهانى دلفین‌ها سرگرم‌کننده نیست. واقعاً نمى‌توان حتى براى لحظه‌اى چشم از آنها برداشت. در سفر‌هاى دریایى تنها معدود مسافران از این بخت خوش برخوردارند که فرصت تماشاى دلفین‌ها نصیبشان شود. دلفین‌ها همان‌طور که ناگهان پیدایشان مى‌شود، ناگهان مى‌روند و دور مى‌شوند و باز دریاى گسترده و بى‌کران دوباره عظمت جاودانه خود را بر بیننده تحمیل مى‌کند.

آمدن و رفتن دلفین‌ها غیرمنتظره است، بنابراین عکاسى و فیلمبردارى از آنها کاملاً تصادفى و تا اندازه‌اى مشکل است.

در دو سال گذشته، براى شناسایى و تخمین وسعت صخره‌هاى مرجانى در آب‌هاى اطراف جزیره قشم اقدامات اولیه صورت گرفت، طى این اقدامات نتایج بسیارى به دست آمد. اکنون به نظر مى‌رسد ارتباط نزدیکى بین دلفین‌ها و صخره‌هاى مرجانى وجود دارد و مى‌دانیم که در بخش‌هاى مشخصى از دریا، پیرامون صخره‌هاى مرجانى و احتمال دیدن دلفین‌ها زیادتر است. وجود و حضور انواع دلفین‌ها در بخش‌هاى مختلف دریاى پیرامون قشم قطعى است. در آب‌هاى جنوب جزیره قشم، در سواحل روستاى ساحلى شیب دراز صخره‌هاى مرجانى از وسعت قابل توجهى برخوردارند. در این حوال گله‌هاى بزرگى از دلفین‌هاى همواره مشاهده مى‌شوند. به نظر مى‌رسد که این ناحیه مرجانى یکى از مهم‌ترین مراکز تغذیه و زندگى دلفین‌هاست. بیشتر دلفین‌هایى که در این حوالى زندگى مى‌کنند از نوع دلفین‌هاى بینى بطرى هستند. این دلفین‌ها در عین حال که گاهى بیش از ششصد کیلو وزن و در حدود چهارمتر طول بدنشان است، بسیار چابک و پرنشاط و فعال هستند. سرعت و چابکى آنها باور نکردنى است.

دلفین‌هاى بینى بطرى از هوش بالایى برخوردارند. چابکى، بازیگوشى و باهوشى این دلفین‌ها باعث شده است که تعدادى از آنها را براى نمایش در استخرهاى نمایشى و سیرک‌هاى جهان تربیت کند.

بیشترین دلفین‌هایى که در آب‌هاى سواحل قشم دیده مى‌شوند، از نوع دلفین‌هاى بینى بطرى هستند. البته در جنگل‌هاى حرا و در آب‌هاى بین بندرعباس و قشم دلفین‌هاى معمولى بیشتر دیده مى‌شوند.

دلفین معمولى از دلفین بینى بطرى به مراتب کوچک‌تر است.

در کانال‌هاى دریایى بین جنگل‌هاى حرا در شمال قشم نوعى پستاندار دریایى زندگى مى‌کند که پورپویز نامیده مى‌شود. پورپویزها شبیه دلفین‌ها هستند و مانند دلفین‌ها به‌صورت گله‌اى زندگى مى‌کنند. پورپویزهاى قشم باله پشتى را ندارند و پشت آنها صاف است. حرکات پورپویزها هم در دریا مثل دلفین‌ها تماشایى است.

در سراسر خلیج فارس در هیچ ناحیه‌اى از دریا به اندازه‌ آب‌هاى پیرامون جزیره قشم و تنگه هرمز دلفین دیده نمى‌شود.

در آ‌ب‌هاى پیرامون جزیره قشم جمعیت دلفین معمولى و دلفین بینى بطرى قابل توجه است. گله‌هاى بیست تا سى تایى آنها بارها دیده شده و مى‌شوند. دلفین گوژپشت هم به تعداد کم گاهى دیده مى‌شود.

دلفین معمولى دلفین کوچکى است که رنگ خاکسترى تیره دارد و نوار زردرنگى در پهلوهایش دیده مى‌شود. حداکثر طول بدن این دلفین‌ها به 5/2 متر و حداکثر وزن آنها به 120 کیلوگرم مى‌رسد. این دلفین‌ها در حین بازیگوشى گاهى به‌طور کامل از آب به بیرون مى‌جهند و همه بدنشان دیده مى‌شود.

طول عمر دلفین بینى بطرى در حدود 30 سال است. دلفین‌هاى بینى بطرى در حین شنا و نمایش از آب بیرون مى‌آیند ولى هیچ‌وقت کل بدنشان از آب دریا خارج نمى‌شود.

بینى این دلفین به‌صورت یک سوراخ در پشت سر دلفین قرار گرفته است. تنفس به سادگى تنها با بیرون آوردن بخشى از سر ممکن مى‌شود.

ماهى‌هاى کوچک، خرچنگ‌ها، ماهى و میگو به‌صورت معمولى غذاى این دلفین را تشکیل مى‌دهد.





نظرات() 

پرندگان قشم

نوشته شده توسط :نجیب رضوانی
یکشنبه 11 مرداد 1388-12:27 ق.ظ

 

بارزترین پدیده طبیعى قشم گوناگونى پرندگان آن است. از میلیون‌ها سال پیش به این سو حدود چهارمیلیون پرنده مهاجر به‌طور منظم در فصل‌هاى مختلف سال، به خلیج فارس همانند یک زیستگاه ویژه، پناه مى‌آورند.

غنى‌ترین اکوسیستم در جزیره قشم که همه ویژگى‌هاى یک زیستگاه بیولوژیکى کامل را دارد، در شمال غربى جزیره واقع شده است. این منطقه بخشى از مجمع‌الجزایر همیشه سرسبز جنگل‌هاى مانگرو در تنگه خواران است که بر اساس کنوانسیون رامسر، در فهرست مناطق حفاظت شده بین‌المللى به ثبت رسیده است. در این مکان، بیشترین تعداد پرندگان و متنوع‌ترین گونه‌ها دیده مى‌شود.

به‌طور کلى، در گشت و گذارى چند روزه در جزیره قشم به آسانى مى‌توان تا 100 گونه از پرندگان آن را مشاهده کرد.

جنگل دریایى حرا در قشم شرایطى ویژه و بس مناسب براى آشیانه‌سازى و تغذیه میلیون‌ها پرنده فراهم آورده است. گسترده این جنگل که روزانه دو بار هنگام مد دریا در آب فرو مى‌رود، شامل توده‌هاى انبوه از گونه درخت Avicennia marina است. این درخت یکى از 65 گونه شناخته شده مانگرو است که توانسته خود را با آب شور دریا تطبیق دهد و به خوبى در آن رشد کند. سرشاخه درختان حرا اغلب توسط اهالى بومى، به منظور تغذیه دام، مورد استفاده قرار مى‌گیرد.

در منطقه خلیج فارس افزون بر 300 گونه پرنده شناسایى و به ثبت رسیده که در فصل‌هاى مختلف سال مى‌توان حدود 150 گونه از آنها را پیرامون جزیره قشم و در لابه‌لاى درختان حرا مشاهده کرد. برخى از این گونه‌ها در فصل‌هاى پاییز و بهار، در مسیر مهاجرت خود از افریقاى جنوبى و شرقى به سوى اوراسیا و سیبرى، جزیره قشم را به عنوان توقفگاهى براى تجدید قوا برمى‌گزینند و بعضى گونه‌ها نیز براى زمستان گذرانى به این جزیره مهاجرت مى‌کنند.

پرندگان ساکن این جزیره را مى‌توان در سراسر سال در مناطق بین جزر و مدى، سواحل صخره‌اى مرجانى، صخره‌هاى ساحلى، پهنه‌هاى گلى و در لابه‌لاى درختان حرا مشاهده کرد. این آشیانه‌هاى اکولوژیکى سرشار از مواد غذایى هستند که هنوز دست‌نخورده باقى مانده‌اند و همچنین زیستگاه مناسبى را براى آشیانه‌سازى پرندگانى به وجود آورده‌اند که به تابستان‌هاى گرم عادت دارند.

برخى از پرندگان جزیره قشم عبارتند از:

پلیکان پا خاکسترى، باکلان، حواصیل خاکسترى، اگرت کوچک، اگرت ساحلى، اگرت سفید، حواصیل شب، حواصیل هندى، کفچه نوک، فلامینگو، عقاب ماهیگیر، کرکس، جیرفتى، هوبره، سلیم خرچنگ‌خوار، صدف‌خوار، دیدومک، تله نوک پهن، کاکایى سر سیاه، کاکایى پشت سیاه، پرستو دریایى دودى، پرستو دریایى کاکلى کوچک، پرستو دریایى معمولى، پرستو دریایى کاکلى، سبز قباى هندى، زنبور خانگى کوچک، دم جنبانک ابلق، دم جنبانک کله زرد، میوه‌خور، بلبل خرما، سنگ چشم کله سرخ، سوسک چیفچاف، سوسک جنبان، سوک سرسیاه، طرقه بنفش، طرقه کوهى، چکچک بیابانى، شهدخور، زرد پر مزرعه، سهره خاکی.





نظرات() 

42 درصد پرندگان ایرانی ساکن جزیره قشم هستند

نوشته شده توسط :نجیب رضوانی
سه شنبه 23 تیر 1388-11:59 ق.ظ


به عقیده یک فعال محیط زیست، 220 گونه پرنده از 517 گونه پرنده ثبت شده در ایران به سبب تنوع اقلیمی مطلوب و آب و هوای استوایی، در جزیره قشم سکونت دارند.

علیرضا هاشمی در گفتگو با خبرنگار مهر جزیره قشم را استراحتگاه مناسبی برای مهاجرت پرندگانی دانست که از آفریقا به سمت سیبری در پروازند و به همین دلیل این منطقه میزبان بیش از 42 درصد از گونه های ثبت شده در ایران است.

این متخصص محیط زیست اضافه کرد: با این حال آب و هوای استوایی این جزیره به سبب اینکه در خط استوا قرار دارد و به علت کم بودن نوسانات جغرافیایی و جوی، محیطی مطلوب برای حیات پرندگان فراهم آورده است. و این آب و هوای نسبتا یکنواخت باعث تنوع و تکثیر انواع پرنده در این جزیره شده است.

هاشمی همچنین با اشاره به فرهنگسازی انجام شده میان مردم جزیره قشم، وجود منابع غذایی مطلوب، سواحل گلی و شنی مناسب، تنوع اقلیمی و دار بودن انواع تپه ها، کوه ها و حتی بیابان و دریا، راجاذبه کافی برای تکثیر پرندگان در این منطقه حفاظت شده کافی دانست.

این فعال محیط زیست با اشاره به اشتباههای انجام شده در این جزیره توسط مسئولان محیط زیست گفت: رهاسازی دو گونه پرنده مثل مینا و بلبل زیر دم قرمز در این منطقه، ضربه جبران ناپذیری به حیات پرندگان وارد کرده که می توان به تخم گذاری و تکثیر و زادآوری مینا اشاره کرد. به این ترتیب به به علت زیاد شدن بیش از حد، به ترکیب جمعیتی جانوران دیگر مثل خزندگان فشار وارد می کند و حتی تخم پرندگان دیگر را به سبب کمبود مواد غذایی مورد نیاز می خورد.

همچنین هاشم داخته کارشناس محیط زیست گفت: از 517 گونه پرنده ساکن و مهاجر ایرن بیش از 220 گونه آنها در جزیره قشم رکورد  شده و از این تعداد ثبت شده نزدیک به 100 گونه بومی جزیره قشم و بقیه مهاجران سرزمین جزیره اند.

پیشتر این متخصص محیط زیست و بومی جزیره قشم، ضمن اظهار این مطلب به خبرنگار مهر گفته بود: گذر پرندگان زمستان گذر مثل باقلانها و پلیکانها و جایگزینی پرندگان تابستان گذر مثل تنگ چشم، چک چک ها و پرستو های دریایی کوچک و... در جزایر جنوبی کشور به خصوص جزیره قشم اتفاقی است که در این فصل از سال رخ می دهد. با این حال بزرگترین جمعیت پرندگان زمستان گذر فلامینگوهای بزرگ هستند که این روزها در حال ترک جزیره اند.

مردم جزیره قشم به شدت به حیات وحش و به خصوص پرنده ها احترام می گذارند. چرا که در مردم این جزیره انگیزه شکار وجود ندارد و پرندگان و دیگر حیوانات وحشی اوقات امنی را در جزیره سپری می کنند. که دلیل اصلی آن غنی بودن جزیره و وجود ذخایر دریایی و صخره های حاصلخیز مرجانی است که به عنوان بهترین زیستگاه برای پرندگان شناخته شده است.

با این حال کارشناسان محیط زیست معتقدند آموزش و حساسیت مردم بومی، تاثیر بسیار زیادی در کنترل حریم حیوانات به خصوص پرنده دارد که به خودی خود جزیره را به مکانی امن برای حیات پرندگان تبدیل کرده است. این در حالی است که در جنگلهای حرا در جزیره به راحتی می توان به پرنده نزدیک شد و آنها را مشاهد کرد.





نظرات() 

معادن قشم

نوشته شده توسط :نجیب رضوانی
پنجشنبه 27 فروردین 1388-08:35 ب.ظ

 

 

در جزیره قشم معادن گوناگونی از قبیل نمک ، خاک سرخ ،نمک ، گاز سنگ آهن و ... وجود دارد که به ویژه در گذشته سبب رونق تجاری این جزیره بوده است و قسمتی از مشاغل جزیره نشینان را تامین می کرده است.در جزیره قشم چند کان نمک ، سنگ لاشه و گاز هست . سنگ لاشه و گاز در پیرامون آبادی ها به فراوانی یافت می شود و ارزش صنعتی دارند. کان گاز در نزدیکی روستاهای گورزین و سلخ و سنگ لاشه در 2 فرسخی باختر شهر قشم و در روستاهای طبل و سلخ بیش از جاهای دیگر است.

معدن سنگ لاشه تلمبر واقع در 10 کیلومتری باختر بندر قشم با تولید سالانه 35 هزار تن و معدن سنگ لاشه قشم واقع در 14 کیلومتری جنوب باختری شهر قشم با تولید سالانه 2700 تن از مهم ترین معدن های قشم به شمار می روند.
بهره برداری از سنگ آهن موجود در شهرستان قشم  به علت پایین بودن عیار آن اقتصادی نیست اما سرمایه گذاری در دیگر معادن از قبیل نفت ، سرب ، نمک ، خاک سرخ مطلوب است که ممکن است با بذل توجه مخصوص ، رقم بزرگی از صادرات کشور را تشکیل دهد و مقام مهمی را از جنبه نظامی و دریا داری و بازرگانی در خلیج فارس احراز نماید.
نمک جزیره قشم به سبب مرغوبیت مورد علاقه کشورهای خلیج فارس حتی هندوستان است. نمک جزیره قشم به کلکته حمل می شود.
از جمله معادن عمده جزیره قشم ، نمکدان است که به صورت تپه نمکی مدور ( مخروطی ) و به قطر قاعده 7 کیلومتر در ارتفاع 237 متر از سطح دریا قرار دارد. این منبع دارای بهترین نمک است که ذخائر آن 420 هزار تن برآورد شده است.
گاز جزیره قشم در سنوات گذشته برای اولین بار به وسیله شرکت ایران و انگلیس کشف و حفر شد به طوری که در منطقه کارگه سه چاه نفت زده اند که عمق یکی از آنها تا 3000 متر می رسد اما سر چاه ها را بسته اند.
با اجرای پروژه هایی چون فولاد ، نیروگاه های برق ، کارخانه ذوب آهن گازی بندر عباس ، مس سرچشمه و ...مقرر شد این صنایع از منابع گازی مناطق گورزین و سلخ در جزیره قشم تغذیه کنند. منابع گازی در سلخ به علت نا مرغوب بودن ( ترش ) مورد استفاده قرار نگرفت ولی بهره برداری از منابع گورزین ادامه یافت.
پالایشگاه گاز « گورزین » که از پنج حلقه چاه تغذیه می کند پس از پالایش به وسیله لوله های 12 اینچی از لافت کهنه به بندر پل و در مجموع پس از طی 70 کیلومتر به نیروگاه بندر عباس می رسد تا انرژی گازی را به الکتریسیته تبدیل نماید. قدرت تصفیه و حمل گاز طبیعی به نیروگاه حرارتی بندرعباس در صورت امکان روزانه یکصد میلیون فوت مکعب است و این لوله ها در ژرفای 33 متری دریا قرار گرفته اند.




نظرات() 

قشم جزیره ای در تنگه هرمز

نوشته شده توسط :نجیب رضوانی
دوشنبه 24 فروردین 1388-06:53 ب.ظ

 

 

قشم جزیره ای است در تنگه هرمز، در ساحل جنوبی ایران در شرق خلیج فارس. نمای ظاهری جزیره بیشتر به صورت صخره ای و لم یزرع است. قشم بزرگترین جزیره ایران و همچنین بزرگترین جزیره خلیج فارس است. مساحت آن 1500 کیلومتر مربع است و طول آن به 136 کیلومتر می رسد. به دلیل طول زیاد، این جزیره در میان اعراب منطقه به نام «جزیره الطویله» و در میان فارسها به نام «جزیره دراز» معروف بوده است. قشم همچنین بندر آزاد تجاری نیز هست که این جزیره را از این لحاظ در تجارت جهانی بسیار ارزشمند کرده است.

 

از نظر تاریخی جزیره قشم به دوران پیش از اسلام برمی گردد. اسمهایی مانند، قشم، کشم، کیش و تنب از دوران ایلامی و چندین قرن پیش از میلاد مسیح درمنطقه باقی مانده اند. با توجه به موقعیت سیاسی جزیره قشم بارها مورد تاخت و تاز مهاجمانی از قبیل : ایلامیها، امویان و عباسیان و در قرون اخیر پرتغالیها و انگلیسیها قرار گرفته است که آثار تهاجم و غارت آنها هنوز پابرجاست. با توجه به اسناد تاریخی، جزیره قشم به دلیل اهمیت تجاری شایان اهمیت بوده است. اقتصاد قشم در دوره های دیلمیه و بویه بسیار شکوفا شد، به طوری که کشتیهای تجاری بین قشم و چین، هند و آفریقا در رفت و آمد بودند.

 

جزیره قشم به دلیل وجود دامنه وسیع جذابیتهای اکوتوریسی مانند جنگلهای دریایی حرا بسیار معروف است. به گفته دانشمندان محیط زیست ، در حدود 5/1 % پرندگان جهان و 25% پرندگان بومی ایران، سالانه به جنگلهای حرا که اولین ژئو پارک طبیعی دنیاست مهاجرت می کنند.

 

قلعه باستانی پرتغالیها، مسجدهای تاریخی، آرامگاههای سید مظفر و بی بی مریم، تالابها و دریاچه های متعدد و جنگلهای مانگرو (حرا)، در زمره جذابیتهای این جزیره هستند که از میان آبهای نیلگون خلیج فارس سر برآورده است. گنبدهای نمکی، غارهای خربس و محل تخمگذاری لاک پشتها در روستای شیب دراز از جمله جاذبه های توریستی جزیره هستند.

 

ماهیگیری شغل عمده ساکنین با تجربه جزیره است. همچنین در زمینهای زراعی کوچک جزیره، نخل، خربزه و هندوانه کشت می دهند. معادن نمک نیز در ساحل جنوبی جزیره جای دارند. جمعیت قشم در حدود 200 هزار نفر است. هر ساله قشم هزاران توریست را با زیباییها و تفرجگاههای مدرن به سوی خود جذب می کند.

 

هتلهای بسیار زیبایی در جزیره وجود دارند. جنگلهای دریایی حرا که یکی از مشخصه های نواحی گرمسیری (استوایی) است، یکی از زیباترین جذابیتهای جزیره قشم به شمار می رود.

غارهای تاریخی خربس

غارهای تاریخی خربس از جمله غارهایی است که بر اثر گرداب و تخلیه ماسه ها از حفره سنگها به وجود آمده است. عمر غارها بسیار طولانی است و گفته می شود به زمان مادها می رسد.

 

در دوران پیش از اسلام مردمان آن زمان با افزودن بر وسعت غار و ایجاد تالار و دهلیزهای انشعابی به احتمال زیاد از آن برای پناه دادن به کودکان و زنان و سالخوردگان به هنگام یورش دشمنان استفــــاده می نمودند. عده ای هم معتقدند که خربس ابتدا خوربس بوده و محل تجمع خورشیدپرستان بوده است. در هر صورت این غارهای قدیمی که یکی از جاذبه های گردشگری جزیره پهناور قشم است در سنوات گذشته آسیب فراوان دیده و به دلیل فرسایش و عدم حفاظت لازم به شکل کنونی درآمده است.

دره ستاره ها

دره ستاره ها که اهالی بومی به آن ستاره افتاده یا استاره کفته نیز می گویند از زیباترین جلوه های فرسایش در جزیره پهناور قشم می باشد اهالی معتقدند پس از فرو افتادن ستاره ای در این محل و بر اثر ضربه ای سهمگین، خاک از زمین بالا آمده و به هر شکلی که بوده خشک شده و چنین اشکالی پدید آمده است. برخی از اهالی معتقدند با تاریک شدن هوا این دره محل آمد و شد ارواح و اجنه است لیکن تاکنون صحت چنین چیزی به اثبات نرسیده است.

 

آنچه مشخص است این است که این اشکال در اثر فرسایش باد و باران و رگبارهای فصلی پدید آمده است. البته بازدید از دره ستاره ها در شبهای مهتابی جاذبه ای خاص دارد، به ویژه در آن لحظه که سکوت همه جا را فرا گرفته و آسمان و ستاره ها با نزدیکی خاصی به زمین احساس می شوند.

 

در هر صورت برای رفاه حال بازدیدکنندگان و گردشگران در ابتدای سال 85 به دستور مدیرعامل منطقه آزاد قشم و با همت معاونت سیاحتی و گردشگری سازمان و کمک اهالی و شورای اسلامی روستای برکه خلف راه دسترسی به دره ترمیم و در جهت ایجاد امکانات رفاهی و بهداشتی اقداماتی صورت پذیرفته است.

 

لازم به ذکر است این دره به عنوان بخشی از ژئوپارک قشم جزء آثار طبیعی جزیره در سازمان یونسکو به ثبت رسیده است.

ساحل تخمگذاری لاک پشتها

روستای شیب دراز و سواحل گسترده آن محل حضور لاک پشتهای دریایی و لاک پشتهای منحصر به فرد پوزه عقابی است که همه ساله از اواسط اسفند ماه تا پایان خرداد برای تخمگذاری به این سواحل می آیند.

 

هر لاک پشت در هر فصل تخمگذاری در حدود 300 تخم طی 3 مرحله در 20 روز در چاله ای که خود می کند پنهان می کند که پس از دو ماه تخمها سر از خاک بر می آورند و به طرف نور مهتاب که در دریا منعکس است حرکت می کنند.

 

از شاهکارهای خلقت این است که بچه لاک پشتهایی که در این محل سر از تخم بر می آورند پس از 30 سال که بالغ می شوند جهت تخمگذاری دوباره به زادگاه خود بر می گردند و تخمگذاری می کنند.

 

دیدن لاک پشتهای پوزه عقابی در هنگام چاله کندن و تخمگذاری و دیدن بچه لاک پشتهای بسیار کوچک که از تخم بیرون می آیند و به طرف نور حرکت می کنند از جاذبه های اکوتوریستی جزیره پهناور قشم است. در سالهای اخیر سازمان منطقه آزاد قشم با همکاری سازمان یونسکو به منظور مراقبت از این لاک پشت نادر و در حال انقراض کار نگهداری و رهاسازی بچه لاک پشتها را آغاز کرده است.

 جنگل دریایی حرا

حرا این درخت شگفت انگیز (شورزی) دریایی را لینه زیست شناس نامی جهان به نام حکیم و فیلسوف بزرگ ایرانی (ابوعلی سینا) نامگذاری کرده، نام علمی آن Avicennia Marina است که در زبان محلی به آن تامر (برگرفته از نام پاکستانی) و به عرف عام، حرا می گویند. ارتفاع متوسط این گیاه شگفت انگیز به حدود 6 متر می رسد. این پدیده در خورهای کنار دریا (پستیهای کم شیبی که در هنگام مد، آب دریا آنها را فرا می گیرد) به وفور می روید و به خوبی رشد می کند. در پوسته این گیاه، بر حسب قانون اسمز، یک نوع تصفیه انجام می شود (درخت آب شور دریا را جذب می کند و نمک آن را پس می دهد). گلهای زرد شهدآلود حرا غذایی بسیار مطلوب است، برای زنبورهای عسل و پرندگان. اهمیت فضای محفاظت شده جنگلهای حرا با وسعتی نزدیک به 20 هزار هکتار در چرخه اکولوژیک درخت و آبزیان دریایی (به خصوص میگو و ماهیهای شیلاتی) انکار ناپذیر است. جنگلهای دریایی حرا در کنوانسیون محیط زیست ایران (رامسر 1351 ه.ش) به عنوان منطقه حفاظت شده اعلام و به دنبال آن سازمان جهانی حفاظت محیط زیست (U.N.E.P)  نیز بر این تصویب صحه گذاشت و مسئولیت مراقبت آن را به سازمان محیط زیست منطقه ای شرق (U.N.D.P)  واگذار نمود. این مجموعه عنوان مهم بین المللی : (ذخیره زیستکره جهانی) (MAB/BR) را نیز داراست. سازمان منطقه آزاد قشم در بخشی از فعالیتهای مربوط به گسترش فضای سبز جزیره میلیونها اصله از نهال حرا را در سواحلی که محیط مساعد دارند با موفقیت کامل کشت کرده است.





نظرات() 

مسیر های دسترسی به جزیره قشم

نوشته شده توسط :نجیب رضوانی
یکشنبه 16 فروردین 1388-01:36 ب.ظ


باورش کمی سخت است، اما قشم از معدود جزایری است که حتی ۲۳ کشور جهان از آن کوچک تر است، اما وقتی کشوری مثل بحرین یا قطر را با این جزیره مقایسه کنی، متوجه خواهی شد که قشم حداقل ۵/۳ برابر این کشورهاست. جزیره قشم با یک هزار و ۵۰۰ کیلومتر مربع وسعت، بزرگترین جزیره خلیج فارس است.
این گزاف نیست اگر بگوییم قشم یک موزه طبیعی – تاریخی- فرهنگی است که بدون هیچ هزینه ای به دست روزگار ساخته شده است.
رفتن به قشم در هر فصلی از سال، از سه راه امکان پذیر است، هوایی، ریلی و زمینی همه روزه شنبه تا پنج شنبه پروازهای هواپیمایی هما به قشم رأس ساعت ۷:۳۵ دقیقه از تهران به قشم دایر است، جمعه ها نیز پرواز تهران قشم در ساعت ۱۳:۱۵ و قشم تهران در ساعت ۱۶:۴۵ انجام می شود.
اما آنان که با خانواده سفر می کنند و نمی خواهند که هزینه حمل و نقل بپردازند، بهترین راه این است که با سواری خود تا بندرعباس را با آرامش کامل طی کنند، پس از رسیدن به بندرعباس از بندر پهل خودروی خود را به همراه اعضای خانواده سوار یک لندیگراف دریایی کرده و تنها با پرداخت ۵ هزار تومان خود و خانواده را به قشم برسانند.
اما راه دیگری نیز برای رفتن به قشم وجود دارد و آن هم این است که سوار قطار تهران بندر عباس شده و خود را به شهر بندر عباس برسانند. از بندرعباس نیز از طریق اسکله شهید باهنر یا شهید حقانی سوار اتوبوس های دریایی یا شناورهای تندرو شده و پس از نیم ساعت وارد جزیره قشم شوند.
البته در این بندرها لنج و شناورهای بزرگ نیز مسافران و گردشگران را به جزیره زیبای قشم می آورند.





نظرات() 

بازار های قشم

نوشته شده توسط :نجیب رضوانی
یکشنبه 16 فروردین 1388-01:29 ب.ظ

بازارهای قشم هم از جمله بازارهای است که هنوز انحصار خود را دارد. جذابیت های منحصر بفرد این بازار ها در این است که هم به صورت سنتی هم به صورت مدرن در این شهر که هنوز بافت اصلی آن سنتی است بازارهای بین المللی مدرنی را می بینی با خریداران و مخاطبان مخصوص به خودش که همگی از جنس و قیمت به هیجان می آیند. اما تنها با چند کیلومتر فاصله بازارهایی را خواهی دید که هنوز بافت سنتی خود را حفظ کرده اند. جالب این است که این بازارهای سنتی هم مخاطبان خود را حفظ کرده و هنوز هم داد وستدهای کلان درآن زندگی بسیاری از تجار و فروشندگان آن را می چرخاند! به خصوص بازار درگهان که بافت قدیمی محله درگهان و فروشنده هایی که کمتر تک فروشی دارند و به قول خودشان جین می فروشیم، هنوز به دلیل به یک سوم رساندن قیمت های داخل شهر، مخاطبان بسیاری را در خود جای داده است.
البته قشم هم بازارهای شیک و گران دارد، اما به واسطه منطقه آزاد بودنش نسبت قیمت اجناسش نسبت به بازارهای دیگر مناسب تر است.





نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


نویسندگان:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox